السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
73
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)
جرذ جُرَذ : موش بزرگ . كلمات لغويان در معناى جرذ مختلف است ؛ موش نر ، موش نر بزرگ ، موش بزرگ خاكسترى رنگ و موش بزرگ صحرايى ؛ ليكن جمع بين آنها و ارجاع بعضى معانى به بعضى ديگر امكانپذير است . « 1 » از آن در باب طهارت نام بردهاند . آيا ظرفى كه جرذ در آن مرده بايد هفت بار شسته شود يا سه بار كفايت مىكند ؟ مسئله اختلافى است . اقوال ديگر در مسئله عبارت است از : دوبار شستن ، يك بار شستن كه با آن ازالهء نجاست شود و يك بار شستن پس از ازالهء نجاست . « 2 » برخى ، حكم جرذ را به ديگر انواع موش تعميم دادهاند . « 3 » برخى نيز در تعميم آن به ساير موشها ترديد كردهاند . « 4 » جرعه جرعه : مقدارى نوشيدنى كه در يك بار نوشيدن به گلو وارد مىشود . عنوان ياد شده در باب طهارت آمده است . نوشيدن جرعهاى از آب گرم حمام هنگام دخول به حمام مستحب است و موجب پاكيزگى مثانه مىگردد . « 1 » جرم جِرم : مادّهء داراى جسميّت محسوس و ملموس . از احكام آن در باب طهارت سخن گفتهاند . در تطهير نجاست ، ازالهء جرم آن لازم است و بدون ازالهء جرم ، شىء نجس شده پاك نمىگردد . « 1 » چنان كه پاك كنندگى
--> ( 1 ) لسان العرب و مجمع البحرين / واژهء « جرذ » ؛ جواهر الكلام 6 / 368 . ( 2 ) جواهر الكلام 6 / 368 - 372 ؛ مستند الشيعة 1 / 302 . ( 3 ) جامع المقاصد 1 / 191 ؛ جواهر الكلام 6 / 370 . ( 4 ) المعتبر 1 / 461 . 1 الحدائق الناضرة 5 / 536 . 1 رسائل الشهيد الثانى 1 / 572 ؛ كتاب الطهارة ( شيخ انصارى ) 5 / 358 .